محمد تقي جعفري

253

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

غوطه وران در غفلت و ناآگاهى ، مىپردازند . همينطور دريافت شهودى همهء صفات كمالى كه غناى مطلق و صمدانيت از روشنترين آن صفات است ، مورد قبول همهء هشياران متفكر مىباشد . مىدانيم يكى از دلائل بسيار روشن و محكم براى اثبات وجود خدا ، همان برهان وجوبى يا كمالى است كه مبناى اصلى آن بر دريافت مفهوم وجودى واجب كه داراى كاملترين صفات مىباشد كه يكى از آنها غناى مطلق ذات اقدس ربوبى از هر كمك و ياور مشاور و انديشه و غير ذلك مىباشد . جهان هستى در برابر امر كن و امر به اطاعت از او بدون اندك مقاومتى به جريان افتاد اين است زمزمه دلنواز اجزاء عالم هستى كه همواره گوشهاى شنوايى در تاريخ آن را شنيده و خواهند شنيد : باد ما و بود ما از داد تست هستى ما جمله از ايجاد تست لذت هستى نمودى نيست را عاشق خود كرده بودى نيست را لذت انعام خود را وامگير نقل و بادهء جام خود را وامگير ور بگيرى كيت جست و جو كند نقش با نقاش كى نيرو كند منگر اندر ما مكن در ما نظر اندر اكرام و سخاى خود نگر ما نبوديم و تقاضامان نبود لطف تو ناگفتهء ما مىشنود مولوى * ( ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ وَهِيَ دُخانٌ فَقالَ لَها وَلِلأَرْضِ ائْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً قالَتا أَتَيْنا طائِعِينَ ) * ، ( 1 ) ( سپس مشيت پروردگارى ، آسمان را كه در حال دود بود فرا گرفت و به آسمان و زمين فرمود

--> ( 1 ) . فصلت ، آيه 11 .